استاد علوي سرشکي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
  • عنوان :  
  • نقدي بر هايدگر  
  • نویسنده :  
  • سيد محمدرضا علوي سرشكي  
  • تعداد بازدید :  
  • 1462  
  •  فهرست کتاب
  • دیدگاه عامیانه ارسطوئی در «شناخت حسی»

    دیدگاه عامیانه ارسطوئی «هایدگر»:

    همه «حسگرایان» چه «پوزیتیویست‌ها» و چه «ارسطوئیان که ارسطوئیان معتقد به خدا و مابعد الطبیعه هم هستند» در نقطه‌ای که با هم مشترک‌اند این است که مطلقاً، «شناخت حسی» و «تصورات حسی» را همان علم به «ماهیت حقیقی اشیاء مادی خارجی» می‌دانند و در این نقطه، «هایدگر» هم با «حس‌گرایان»، شریک است و می‌توان دیدگاه «هایدگر» را هم، دیدگاهی بر محور «حس‌گرائی» دانست که نزد حس گرایان، «تصورات حسی»، همان حضور صورت و «ماهیت اشیاء مادی خارجی» در ذهن می‌باشند. و اشیاء خارجی عریان، و بدون هیچ تاثیری از نیروی حسگانی در ذهن، حاضر می‌شوند.

    و «دیدن»، همان اشراف ذهن، به خارج مادی است (و یا به عبارت دیگر: دیدن همان حضور ماهیت «اشیاء مادی خارجی» بهمان طوری که در خارج و واقع است در نزد «موجود ادراک کننده» است).

    و در اصطلاح ارسطوئی، «تصورات حسی» را به حضور «ماهیت شیئ خارجی» در ذهن تفسیر می‌کنند.

    هوسرل، استاد هایدگر: هر چیزی که خودش را، گویی در شهود اولیه، [یا بگوئیم در فعلیت جسمانی‌اش] برای ما، حاضر می‌کند، فقط باید به همان «صورت‌ای که خود را عرضه کرده است»، پذیرفته شود[1]. 

    هایدگر:

    «حقیقی»، در معنی یونانی و به‌طور بنیادین‌تر چونان «لوگوس» عبارت از «نیوشیدن (Vernehmen) یک چیز (در دریافت حسی از یک چیز) است».

    این نیوشیدن به هنگامی، «حقیقی» است که «دیدن» عبارت از «دیدن رنگ» باشد.

    «دیدن» همواره به انکشاف رنگ پرداخته و «شنیدن» به انکشاف صوت[2].

    .....

    حقیقی هرگز نمی‌تواند پوشیده باشد نمی‌تواند خطاء باشد[3].

     

    «هایدگر» و انکار دیدگاه «کانت در شناخت حسی»:

    «شناختن» نه نخستین منشأ «تعامل» سوژه با جهانی است، و نه این «تعامل»، از کنش جهان بر سوژه‌ای، ناشی می‌شود[4].

    ..... «شناخت»، اصل خلاق تبادل «فاعل شناخت» و «جهان» نیست، بعلاوه این تبادل، از یک عملی که بوسیله «جهان» بر روی «فاعل شناخت»، اعمال شود، حاصل نمی‌شود[5].

    ..... «درون» یا «سپهر درونی و حالّ فاعل شناخت»، آشکارا نمی‌تواند به عنوان «یک صندوق چه یا یک محیط بسته»، تصور شود[6].

    ..... حفظ یک حکم که حاصل فهمیدن است خود، نحوه «هستی - در - جهانی» است که نمی‌توان، مانند جریان «نفسانی» تعبیر کرد که در أثر آن، «یک فرد»، تمثلاتی از چیزی برای خود، فراهم می‌نماید.

    تمثلاتی (بازنمایی‌هایی) که به دین ترتیب به دست آمده‌اند، ممکن است در «درون فرد»، حفظ شوند و می‌توان درباره آنها و بنابر موقعیت، سؤال کرد چگونه آن «تمثلات» با «واقعیت» مطابقت پیدا می‌کنند[7],[8].



    [1]. کتاب پایان فلسفه و وظیفه تفکر - تالیف «مارتین هایدگر» ترجمه محمد رضا اسدی ص 26 - 25 - سطر 18 درباره «اصل الاصول هوسرل».

    [2]. کتاب درآمد وجود و زمان - تالیف «مارتین هایدگر» - ترجمه منوچهر اسدی ص 83 - 84.

    [3]. همان مدرک.

    [4]. کتاب هستی و زمان، تالیف مارتین هایدگر، ترجمه عبدالکریم رشیدیان، چاپ نشر نی، چاپ تهران، سال 1389 - ص 84.

    [5]. کتاب وجود و زمان ترجمه محمود نوالی، صفحه 103، سطر 11.

    [6]. از کتاب وجود و زمان، تالیف هایدگر، ترجمه محمود نوالی، صفحه 99، سطر 16 - 17.

    [7]. همان کتاب فوق صفحه 102.

    [8]. اگر قضیه علمی، یک نحوه «هستی در جهان» است چگونه ممکن است در مواردی خطاء باشد یعنی بدون وجود چنین معلومی در خارج تحقق یابد در حالیکه بسیاری از موارد علم، خطاء است. علوی.

    • تعداد رکورد ها : 5
    NaghdiBarHaidegeh