استاد علوي سرشکي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
  • نتيجه گيري  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  

    aboutUs_ethics.jpg - 450x450 - 38.14 kb


    نتيجه گيري

    1ـ اينکه تفسير و تاويل مربوط به متوني است که داراي ابهام و اجمال و يا تعارض و تناقض هستند و غالب متون که روشن و مبين است نياز به تفسير و تاويل ندارد (چه متون علوم طبيعي و تجربي و چه متون فلسفي و چه متون حقوقي و اخلاقي و چه متون ديني) مثل معروف پيش ما اين است که آنچه عيان است چه حاجت به بيان است يعني آنچه بي پرده هويدا است و پيش همه معلوم است و جاي هيچ شک و احتمال خلافي در آن نميرود نياز به بيان، تفسير ندارد.
    2ـ قرآن نيز غالباً و نوعاً داراي عبارات روشن است و مبين و در مواردي نادر، داراي ابهام و اجمال است که اين موارد نادر که مبهم نياز به تفسير و تاويل دارد و در چنين مواردي، خود فرستنده قرآن در سوره آل عمران در خود متن قرآن، به صراحت و روشني کامل، موارد مبين و روشن را «اُمُّ الکتاب و مرجع» براي موارد مبهم و مجمل ميداند تا با ارجاع مبهمات و متشابهات قرآن به محکمات آن، مقصود خداوند در اين آيات مبهم و متشابه هم روشن گردد و اگر همچنان ابهام و تعارض و احتمالات متعدد باقي ماند تنها مرجع تفسير قرآن، خود رسول خدا است (و اوصياء مورد سفارش و تعيين رسول خدا) و اين نيز در متن قرآن در سوره نحل ـ آيه 64، 44 ـ بيان شده است و هيچکس حق تاويلي براي خود را در قرآن، ندارد و در حديث نبوي متواتر هم آمده که هر که قرآن را تاويل به راي کند اهل جهنم است.
    3ـ طبق توضيح سابق ما درباره بطلان منشأ نظريه تاريخ گرايي محض و وجود شناختهاي عقلي نظري و عملي، روشن شد که انسان داراي شناختهاي عقلي است هم شناختهاي ثابت عقلي نظري و هم عقلي عملي که انسان توسط آنها به صحت و بطلان ساير شناختهايش (نظري و عملي اش) ميرسد

    سید محمد رضا علوی سرشکی