استاد علوي سرشکي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
  • دو مکتب حقیقی یا دو نوع حقوق (بخش نخست)  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  


  • دو مكتب حقوقي يا دو نوع حقوق؟



    مي توان گفت حقوق دو دسته است

     1- «بديهيات حقوق» كه همان حقوق طبيعي يا اصول حقوق است

     2- «حقوق وضعي» كه از شاخه‌ها است و از فروع حقوق به حساب مي‌آيد پس حقوق طبيعي و وضعي دو مكتب حقوقي نيست

    بلكه هر كدام از آنها قسمتي از حقوق است و مجموعا با هم نظام حقوقي را تشكيل مي‌دهد و مكمل همديگر هستند و بدون

    يكديگر نظام حقوقي محقق نمي‌شود زيرا محال است كه حقوق وضعي پيش فرض‌هاي خودش را، خود اثبات كند و هيچ علمي

    نمي‌تواند پيش فرض خودش را خود اثبات كند (تقدم شئ علي نفسه) مثل اين كه طرفين قرار داد بايد بالغ ، عاقل و مختار باشند و

    مفاد قرارداد بايد مفيد باشد و قرارداد لازم الوفاء است.

    بعضي «حقوق طبيعي را يك مكتب و حقوق قراردادي را مكتب ديگر و حقوق الهي را مكتب سوم به حساب آورده اند» ولي به نظر ما

    درست نيست از كجا خدا حق دارد قانون گزاري كند و چگونه بايد اثبات شود؟ آيا راهي جز عقل دارد؟ اگر به حكم عقل است كه

    چنين است پس حقوق طبيعي حق قانون گزاري براي خدا اثبات مي‌كند. اما موارد قانون خدايي از نوع حقوق وضعي مي‌شود.

    گاهي خدا در موردي خاص حقوقي وضع مي‌كند و گاهي مخلوق خدا، و هر دو وضع است اگر چه حقوقي كه الهي بودن آن ثابت

    شود از اعتبار ويژه برخوردار است و خطا در آن نيست ولي متاسفانه بعضي حقوق نويسان مثل آقاي كاتوزيان و آقاي دل وِكيو و....

    آن را در مقابل حقوق طبيعي و وضعي قرارداده اند.

    توجه به يك خطا

    كتاب تاريخ فلسفه سياسي پازارگاد (چاپ چهارم دي 1359 كتابفروشي زوار ) كه مخلوطي است از تاريخ فلسفه سياسي و

    فلسفه حقوق، اين كتاب فلسفه رواق را كه مطرح مي‌كند مي‌پندارد كه آنان به «قانون طبيعي» «حقوق طبيعي» مي‌گويند لذا در

    ص238 دارد كه:« بنا بر اين حقوق طبيعت با حقوق طبيعت معاصر فرق مي‌كند در اصطلاح جديد حقوق طبيعي يا «قانون و ناموس

    طبيعت» آن است كه موجودات منطقي (انسان) و غير منطقي و حيهُ و غير حيه با تساوي ناگزير به اطاعت از آن هستند اعم از آن

    كه خود بخواهد يا نخواهد مانند قوه ثقل كه منطق انسان دخالت در امكان دخالت وي از قوه ثقل ندارد».

    پاسخ اينكه: ايشان دچار خطا شده است و هيچ يك از حقوق طبيعي قديم و معاصر را متوجه نشده است زيرا اگر حقوق طبيعي

    مثل نيروي جاذبه باشد بالاجبار اجرا مي‌شود پس ديگر ظلم در جهان مصداق پيدا نمي‌كند، حق طبيعي و قانون طبيعي با هم فرق

    دارند ولي ايشان آن دو را يكي به حساب آورده است؛ اشكال ما بر اين فرد خاص نيست بلكه در اين ميدان افراد زيادي دچار خطا

    شده اند. حقوق طبيعي از احكام عقلي است و با فكر و اختيار بايد به آن رسيد نه از قوانين طبيعي تجربي كه طبق جبر طبيعت و

    فيزيك عمل مي‌كند.

    «حقوق طبيعي با واسطه» يا «حقوق طبيعي نظري»

    گفتيم «حقوق طبيعي» از بديهيات حقوق است حال هنگامي كه از بديهيات حقوق بگذريم در رتبه بعد از آن به چه حقوقي

    مي‌رسيم؟

     مثال: در رياضيات 180 درجه بودن زواياي داخلي مثلث بديهي نيستند اما احكام خطوط متوازي از بديهيات است. كسي كه هندسه

    نخوانده، نمي‌داند مجموع زواياي داخلي مثلث 180 درجه است اما خطوط متوازي را فرد بي سواد هم مي‌فهمد و بديهي است

    سپس از احكام خطوط متوازي(كه بديهي است) مي‌توان 180 درجه بودن زواياي داخلي مثلث(غير بديهي) را بدست آورد. در اينجا

    گر چه 180 درجه بودن زواياي داخلي مثلث، بديهي نيست اما لازم ذات مثلث است كه از طريق «خطوط متوازيه و تساوي دو زاويه

    متقابل به رأس»، قابل اثبات است.

     در«حقوق طبيعي» هم همين است «حقوق طبيعي بديهي» داريم و«حقوق طبيعي غير بديهي» اين كه «دست رنج هر كسي

    حق طبيعي او است بديهي است» و كسي در آن اختلافي ندارد و«قضيه نخستين است» اما لازمه آن «حق ارث» و«حق وصيت»

    است. هنگامي كه استفاده از دسترنج حق من است و ملك خصوص من است راضي نمي‌شوم فرزندانم در فقر باشند و دست رنج

    من را بعد از مرگم ديگران استفاده كنند يعني مي‌خواهم دسترنجم بعد از مرگم به فرزندان خودم برسد پس گر چه ابتداءً، فهم «حق

    وصيت يا ارث» مشكل است اما از آن «حق بديهي اول» «كه حق استفاده از دسترنج است»، بدست مي‌آيد و اين هم حق طبيعي

    است اما حق طبيعي غير بديهي كه لازمه حق طبيعي بديهي است.

    پس حقوق طبيعي بديهي داريم و غير بديهي (نظري) دسته دوم گر چه بديهي نيستند اما «حقوق طبيعي غير بديهي» بر «حقوق

    طبيعي بديهي» مبتني است پس «منشا» يك سري قوانين مثل «قانون ارث و وصيت» (كه به شكل قانون در آمده اند) همان حقوق

    طبيعي بديهي است

    بنابر اين بعد از «حقوق طبيعي بديهي» «حقوق طبيعي غير بديهي است و مي‌توان آن را «حقوق طبيعي با واسطه» يا «حقوق

    طبيعي نظري» هم ناميد كه از حقوق طبيعي بديهي، ناشي شده است. و مجموع آن دو عنوان حقوق طبيعي را دارد.

    سید محمد رضا علوی سرشکی